نظر علي الطالقاني

194

كاشف الأسرار ( فارسى )

ايشان . گفت نزد من به املاى رسول خدا ( ص ) نوشته هست . گفتند بگو . ابا كرد و نگفت . 226 و به همين مضامين به الفاظ ديگر بسيار روايت كرده‌اند . در صحيح بخارى و مسلم از عبد اللّه پسر عمر روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه پيوسته اين امر در قريش خواهد بود مادامىكه از مردم دو كس باقى مانده باشد . 227 و از اسحاق بن سليمان عيّاشى روايت كرده‌اند كه گفت هارون الرّشيد مرا خبر داد از پدرانش از عبّاس ، كه حضرت رسول ( ص ) فرمود اى عمّ از فرزندان من دوازده خليفه خواهند بود ، پس امور كريهه و شدّت عظيمه رو خواهد داد ، پس مهدى از فرزندان من بيرون خواهد آمد و خدا امر او را در يك شب به اصلاح خواهد آورد ، پس زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آنكه پر از جور شده باشد . 228 و شكّى نيست كه از همهء هفتاد و سه فرقه ، احدى قائل به دوازده خليفهء قرشى كه تا آخر خلق خلافت ايشان باقى باشد نيست مگر شيعهء اثناعشريّه . و مخالفين چون ديدند كه انكار اين احاديث نمىتوانند نمود ، در مقام توجيه بر آمده‌اند . بعضى گفته‌اند آن دوازده ، ابو بكر و عمر و عثمان و على ( ع ) و امام حسن ( ع ) است و هفت ديگر از بنى اميّه است . و بعضى گفته‌اند مراد حضرت رسول ( ص ) اين است كه صلحاى خلفاء دوازده نفرند و صلحاء همان پنج نفر و حسن بن عبد اللّه بن زبير و عمر بن عبد العزيز است و پنج ديگر از بنى عبّاسند . اى صاحبان هوش ، قدرى تماشاى قد و بالاى اين سخنان دلاراى اين قوم بىبرگ و نوا نماييد . و ايضا از ادلّهء قطعيّه بر بطلان همه و حقّيّت اماميّه ، احاديث ثقلين است كه مقبول الطّرفين است و حاصل مضمونشان اين است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : من در ميان شما دو چيز سنگين مىگذارم ، كتاب خدا و عترت خودم ، اگر به اين دو با هم تمسّك بجوئيد هرگز گمراه نمىشويد و اين دو از هم مفارقت نمىكنند و با هم هستند و تصديق همديگر نمايند و تكذيب همديگر نكنند و با هم صديق باشند و عداوت با هم نكنند تا در قيامت به هم رسند . 229 وجه دلالت اين است كه تمسّك به عترت ، فرع علم ايشان است به تمام كتاب و سنّت و مطابقهء قول ايشان است به واقع ، مانند كتاب خدا و الّا با هم نخواهند بود و از هم جدا و بيگانه خواهند بود ، و چنين عترتى منحصر است به اتّفاق و تصديق شيعه و سنّى